تبلیغات
چلچراغ زیبای فلسفه بزرگترین فیلسوف دنیا - حکیم ارد بزرگ : زیبایی ، در مهربانی است .
چلچراغ زیبای فلسفه بزرگترین فیلسوف دنیا
درباره بزرگترین فیلسوف تاریخ
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


درباره فلسفه و فلاسفه می نویسم با نظرات سازنده خودتان خوشحالم کنید


مدیر وبلاگ : مازیار توسلی
مطالب اخیر


کلکسیونی از جنایت ها ، خشونت و بدبختی ، سهم شیروان از دنیای رسانه

کلکسیونی از جنایت ها ، خشونت و بدبختی ، سهم شیروان از دنیای رسانه های امروز ، مستقر در بجنورد ، مرکز استان خراسان شمالی !

اخبار هویت و فرهنگ هر منطقه ایی را نشان می دهد . حکیم ارد بزرگ در سفر نخست خود به موضوع رسانه اشاره کرد و گفت : خبرنگاران ما باید بدنبال اخبار امیدوار کننده ، روحیه آفرین و تشویق آمیز از شیروان باشند .

اما آنچه در عمل دیده می شود پرداختن رسانه های استانی به کوچکترین اخبار منفی شهر ماست !

بزرگترین همایش تاریخ شیروان با عنوان دومین "همایش فرهیختگان شیروان" 8 خرداد 1394 که با همت "انجمن فرهیختگان شیروان "برگزار شد و بزرگترین فیلسوف جهان حکیم ارد بزرگ و بسیاری دیگر از سرآمدان شیروان در آن از همه جای ایران آمدند اما این رسانه ها هیچ انعکاس درستی به آن ندادند اما همزمان با آن اخبار جرم و جنایت از شهر ما گوش فلک را پر کرده بود .


همین امروز سری زدم به خبرگزاری مهر ، اخبار خوب از بجنورد که در آن پر بود

حالا ببینید از اخباری که در مورد شیروان در آن بود :


http://s3.picofile.com/file/8193100742/shirvan_mehr_1.jpg

اخبار امروز خبرگزاری مهر از شیروان 21/03/1394



http://s6.picofile.com/file/8193100792/shirvan_mehr_2.jpg

اخبار خبرگزاری مهر (خراسان شمالی) 1394/03/8

آیا شما در بین این اخبار نشانی از دومین همایش فرهیختگان شیروان در گلیل با 4500 نفر شرکت کننده از دو استان و 6 شهر را می بینید ؟؟؟؟؟

نشانی از شرکت بزرگترین فیلسوف تاریخ ایران و چهارمین حکیم تاریخ می بینید ؟ نشانی از صدها فرهیخته شیروانی می بینید ؟


این است سهم شیروان

از دنیای رسانه کلکسیونی از

جنایت ها ، خشونت و بدبختی






 

حکیم ارد بزرگ ، ارد بزرگ ، ارد بزرگ ویکیپدیا ، عکس جملات ارد بزرگ , عکس سخنان ارد بزرگ ,حکیم ارد بزرگ کیست ؟ ، درباره ارد بزرگ



اُرُد ، یک ایرانی است ، نام شناسنامه ایی او ، مجتبی شرکاء می باشد . در نیمه شبی پر برف ، از ماه دی ، در شهر مشهد زاده شد ، او دومین فرزند خانواده است . پدرش محمد تقی شرکاء ، فرزند بابا ، از شهر شیروان در خراسان شمالی بود ، مردی بسیار نیک و مهربان که تا آخرین زمان زندگی ، دل به کانون گرم خانواده داشت . مادر اُرُد ، فاطمه جاهد طبسی از ایل قشقایی شیراز بود ، زنی دانش آموخته و دلسوز ، که همه عمر برای رشد فرزندان دلبندش کوشش نموده و رنج ها کشید . اُرُد سه برادر به نام های مرتضی ، مصطفی و مجید ،  و سه خواهر به نام های فروغ ، ملیحه و الهه دارد . نام تنها فرزند اُرد ، غزاله می باشد . ارد سال ها در شهرهای مشهد ، تهران ، شیروان و شهرکرد زندگی کرده است ، او هم اکنون ، در شهر زیبای کرج زندگی می کند . حکیم ارد بزرگ


سوگند به مهر که هیچ اندیشه ایی ، بی آن توان ایستایی ندارد . حکیم ارد بزرگ


 زیبایی ، در مهربانی است . حکیم ارد بزرگ


کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، فر و بزرگی خویش را از دست داده است . حکیم ارد بزرگ


کودکی که گناه خویش را ، بدون پرسش ما به گردن می گیرد ، نخستین گام های پیروزمندی را برداشته است . حکیم ارد بزرگ


شادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور ، نیرویی برای ادب و برخورد درست برجای نمی گذارد . حکیم ارد بزرگ
 

حکیم ارد بزرگ ، ارد بزرگ ، ارد بزرگ ویکیپدیا ، عکس جملات ارد بزرگ , عکس سخنان ارد بزرگ ,حکیم ارد بزرگ کیست ؟ ، درباره ارد بزرگ

بر اورنگ بنشست شیدسب شاد

به شاهی دَرِ داد و بخشش گشاد

یکی پورش آمد ز تخمی بزرگ

به رسم نیا نام کردش طورگ

چو شد سرکش و گرد و دهسال گشت

به زور از نیا وز پدر در گذشت

یلی شد که در خَمّ خام کمند

گسستی سر زنده پیلان ز بند

کس آهنگٌ پرتاب او درنیافت

ز گردان کسی گرز او برنتافت

ز بالای مه نیزه بفراشتی

ز پهنای کُه خشت بگذاشتی

گران جوشن و خود کردی گزین

به چابک, سواری ربودی ز زین

پدرش از پی کینه روزی به گاه

به کابل همی خواست بردن سپاه

چو دید او گرفت آرزوساختن

که من با تو آیم به کین آختن

پدر گفت کاین رای پدرام نیست

تو خُردی, ترا رزم هنگام نیست

هنوزت نگشتست گهواره تنگ

چگونه کشی از بَرِ باره تنگ

تو باید که در کوی بازی کنی

نه بر بورکین رزم تازی کنی

پُر آژنگ رخ داد پاسخ طورگ

که گر کوچکم هست کارم بزرگ

تو از مشک بویش نگه کن نه رنگ

ز دُر گرچه کوچک بهابین نه سنگ

چو خُردی بزرگ آورد دستبرد

به از صد بزرگی کِشان کار خرد

اگر کوچکم کار مردان کنم

ببینی چو آهنگ میدان کنم

مران گرگ را مرگ به در ده

که بی خورد ماند میان گله

پس از چه رسد سرفراری مرا

چو کوشش ترا گوی بازی مرا

پدر شادمان شد گرفتش به بر

زره خواست با ترگ و زرین سپر

یکی تیغ و کوبال و گرزگران

همان پیل بالا و برگستوان

درفشی ز شیر سیه پیکرش

همایی ز یاقوت و زر از برش

بدو داد و کردش سپهرار نو

بخواهید گفت اسب سالار نو

غو کوس بر چرخ و مه برکشید

به پرخاش دشمن سپه برکشید

وزان روی کابل شه از مرغ و مای

جهان کرد پر گرد رزم آزمای

بُد او را یکی پور نامش سرند

که زخمش ز پولاد کردی پرند

درفش و سپه دادش و پیل و ساز

فرستادش از بهر کین پیشباز

دو لشکر چو درهم رسیدند تنگ

رده برکشیدند, برخاست جنگ

به مه برشد از عاج مهره خروش

جهان آمد از نای رویین به جوش

دل کوس بستد ز تندر غریو

سر خشت برکند دندان دیو

پر از خاک شد روی ماه از نبرد

پر از گرد شد کام ماهی ز گرد

جهان کرد پر گرد آورد جوی

زخون خاست در جای ناوری جوی

ز بانگ یلان مغز هامون بخست

از انبوه جان راه گردون ببست

زمین همچو کشتی شد از موج خون

گهی راست جنبان و گه چپ نگون

دزی بود هر پیلِ تازان به جنگ

ز هر سوی او گشته پرّان خدنگ

ز گرد سیه خنجر جنگیان

همی تافت چون خنده زنگیان

کمان ابر و بارانش الماس شد

سر و مغز پربار سر پاس شد

تو گفتی هوا لاله کارد همی

ز پولاد بیجاده بارد همی

ز بس کشته کآمد ز هردو گروه

ز خون خاست دریا و از کشته کوه

نه پیدا بُد از خون تن رزم کوش

که پولاد پوشست یا لعل پوش

چو شد سخت بر مرد پیکار کار

روان گشت با تیغ خونخوار خوار

به پیش پدر شد طورگ دلیر

بپرسید کای برهنر گشته چیر

سرند از میان سران سپاه

کجا جای دارد بدین رزمگاه

کدامست ازین جنگیان چپ و راست

سلیحش چه چیزو درفشش کجاست

که گر هست بر زین که کینه کش

هم اکنون کشان آرمش زیرکش

بدو گفت آنکو به قلب اندرون

ستادست و بر کتف رومی ستون

به سر بر درفشان درفشی سپید

پرندش همه پیکر ماه و شید

کلاه و سپر زرد و خفتانش زرد

همان اسب و برگستوان نبرد

تو گویی که کوهیست از شنبلید

که باد وزانش از بر آتش دمید

دلاور ز گفتِ پدر چون هژبر

یکی نعره زد کآب خون شد در ابر

یکی تیز کرد از پی جنگ چنگ

بر آهخت گلرنگ را تنگ تنگ

چنان تاخت تند ارغُن سنگ سم

که در گنبد از گرد شد ماه گم

به زخم سر تیغ و گرز و سنان

همی تافت در حمله هرسو عنان

به هر حمله خیلی فکندی نگون

به هر زخم جویی براندی ز خون

دل پیل تیغش همی چاک زد

ز خون خرمن لاله بر خاک زد

شد آن لشکر گشن پیش طورگ

رمان چون رمه میش از پیش گرگ

به هم شان برافکند یکبارگی

همی تاخت تا قلبگه بارگی

سرند از کران دید دیوی به جوش

به زیر اژدهایی پلنگینه پوش

از آسیبش افتاده بر پیل پیل

سواران رمان گشته بر میل میل

برانگیخت کُه پیکرِ بادپای

به گرز گران اندر آمد ز جای

چنان زدش بر کرگ ترگ ای شگفت

که کرگش ز ترگ آتش اندر گرفت

طورگ دلاور نشد هیچ کٌند

عقاب نبردی برانگیخت تٌند

بیاویخت از بازویش گرز جنگ

بزد بر کمربندش از باد چنگ

ز زین درربود و همی تاختش

به پیش پدر برد و انداختش

چنین گفت کاین هدیه کابلی

نگهدار ازین کودک زابلی

ازین پس یکی پرهنر دان مرا

مخوان کودک و شیر نر خوان مرا

دگر ره شد آهنگ آویز کرد

بر آورد گرز اسپ را تیز کرد

سپه چون سپهبد نگون یافتند

هزیمت سوی راه بشتافتند

درفش و بٌنه پاک بگذاشتند

گریزان ز کین روی برگاشتند

طورگ و دلیران زابل بدٌم

برفتند چندان که سود اسپ سم

از ایشان فکندند بسیار گرد

به جای آن کسی رّست کش اسپ برد

گریزنده را تا به کابل فراز

سنان از قفا هیچ نگسست باز

همه ره ز بس کشته بر یکدگر

سر و پای و دل بود و، مغز و جگر

از آن دشت تا سال صد زیر گِل

همی گرگ تن برد و کفتار دل

چو پیروز گشتند از آن رزمگاه

سوی زابل اندر گرفتند راه

فروماند کابل شه آشفته بخت

ز شیدسب کین کش بترسید سخت

که ناگه سرآرد جهان بر سرند

کُشد نیز هرچ از اسیران سرند

به بیچارگی ساو و باژ گران

بپذرفت با هدیه بیکران

کرا کُشته بد دادشان خونبها

بدان کرد فرزند و خویشان رها

چو بگذشت ازین کار یکچند گاه

به شیدسب بر تیره شد هور و ماه

گرفت از پسش پادشاهی طورگ

سرافراز شد بر شهان بزرگ

یکی پورش آمد به خوبی چو جم

نهاد آن دلارام را نام شم

ز شم زآن سپس اثرط آمد پدید

وزین هردو شاهی به اثرط رسید

به زور تن و چهره و برز و یال

شد این اثرط از سروران بی همالی

چو با تاج بر تخت شاهی نشست

چو با تاج بر تخت شاهی نشست

به هر کار بُد اخترش دلفروز

به هر کار بُد اخترش دلفروز

بیاکند گنجش ز گنج نهان

پر انبه شدش بارگاه از مهان

 اسدی توسی

 

حکیم ارد بزرگ ، ارد بزرگ ، ارد بزرگ ویکیپدیا ، عکس جملات ارد بزرگ , عکس سخنان ارد بزرگ ,حکیم ارد بزرگ کیست ؟ ، درباره ارد بزرگ



زاد روز بستگان و دوستان خویش را از یاد نبرید ، دلشان را با درودی شاد و امیدوار سازید ، تا زندگی شان درازتر گردد . حکیم ارد بزرگ


به ارد می گویند با ارزشترین چیزی که داریم چیست ؟ می گویم : زمان . باز می پرسند و آن کجاست و چه شد ؟ می گویم : آن را به پای معشوق خویش ریختیم و می ریزیم . حکیم ارد بزرگ


از "ارد" می پرسند از کجا بدانیم که عاشق شده ایم ؟ به آنها می گویم : برای یک خواسته ، زمان اندکی می گذاریم و برای عشق ، روزها و شب هایمان را بی دریغ می بخشیم ، اندیشه آدم عاشق به دور عشق پیوسته در حال چرخش است ، او وابسته است ، وابسته به چیزی که شیفته آن است . حکیم ارد بزرگ


اندیشه کنیم ، چه چیزی ما را پیوسته به زندگی دلگرم ساخته و در نهایت می خواهیم به آن برسیم و آن را سامان داده و یا با آن به سامان برسیم ؟ خواسته پیوسته اندیشه ما ، همان عشق است و این تنها راه شناسایی آن . حکیم ارد بزرگ


 ادب ، خوش رفتاری و ستایش ، تنها برای مراوده با بیگانگان نیست ، بیش از همه ، نزدیکان خویش را ستایش کنیم . حکیم ارد بزرگ

 

حکیم ارد بزرگ ، ارد بزرگ ، ارد بزرگ ویکیپدیا ، عکس جملات ارد بزرگ , عکس سخنان ارد بزرگ ,حکیم ارد بزرگ کیست ؟ ، درباره ارد بزرگ


شایستگان ، با گذشت هستند و بخشنده . حکیم ارد بزرگ


شایستگان چهره ایی گشاده دارند ، نگاهی مهربان ، دستی نوازشگر و نوایی پندآموز . حکیم ارد بزرگ


 شایستگان بردبارند و امیدوار . حکیم ارد بزرگ


 سالار دل ها بودن ، با ارزش تر از هر آرزویی است . حکیم ارد بزرگ


یک آموزگار خام می تواند ، شاگردان خویش را برای همه زندگی ، سرگردان کند .  حکیم ارد بزرگ


طبیعت ، آموزگار بزرگیست ، خردمندان از آن درس ها می گیرند .  حکیم ارد بزرگ


دارایی برآزندگان ، تنها دلی سرشار از امید است . حکیم ارد بزرگ


کمر راه هم ، در برابر آرمان برآزندگان خواهد شکست . حکیم ارد بزرگ
 

حکیم ارد بزرگ ، ارد بزرگ ، ارد بزرگ ویکیپدیا ، عکس جملات ارد بزرگ , عکس سخنان ارد بزرگ ,حکیم ارد بزرگ کیست ؟ ، درباره ارد بزرگ





نوع مطلب :
برچسب ها : جملات قصار حکیم ارد بزرگ hakim orod bozorg، سخنان کوتاه بزرگان ایران و جهان، ارد بزرگ، حکیم ارد بزرگ، حکیم اردبزرگ، عکس حکیم ارد بزرگ، جملات حکیم ارد بزرگ،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 خرداد 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی